دست هایت معجزه میکند...


امشب پدرم سهم مادرش بود و من سهم مادرم.آخرین باری که شب پیش مادرم خوابیدم یادم نیست.قبل تر از اینکه خواهرم تبدیل به نطفه شود،تبدیل به زندگی شود.دستهای مادر همیشه معجزه میکند و من ،دریافت کننده ضعیفی بودم برای معجزه هایش.همیشه وقتی دلم تنگ میشد،وقتی دلم میگرفت،وقتی یک بلایی سر دلم میامد دستهای مادرم را روی قلبم میگزاشتم.انگار ضربان قلبم را تنظیم میکرد.امشب وقتی دستهایش را روی قلبم گذاشتم حس کردم یک چهارگوش خیلی بزرگ با گوشه های گرد دور قلبم بوجود آمد ،بزرگ و بزرگ تر شد.من اینطور حسش کردم.صدای باز شدن دریچه های قلبم را حس کردم.

هر دستی معجزه نمیکند!دستهای پدر بزرگم شامل دستهایی میشود که برایم معجزه میکند و من چون دریافت کننده ی ضعیفی هستم فقط دو بار حسش کردم.اولین بار وقتی بود که رو صندلیه پارک دوتایی نشستیم و بی توجه به نگاه های اطرافیان که گویا گرفتن دست یه جنس مخالف جوان برای آنها قابل درک تر از گرفتن دست یه پدر بزرگ 90 ساله توسط نوه ی خودش بود.با اینکه چشم هایش نمیدید ولی سنگینیه نگاه ها را خوب حس میکرد.همین نگاه ها من را جری تر میکرد که علاوه بر دست ،آغوشش را هم تصاحب کنم.دست ها معجزه میکنند.مطمئنم آن لحظه هیچ دستی نمیتوانست مثل دستهای این مرد90 ساله من را تغییر دهد...

نظرات 7 + ارسال نظر
لاری یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 04:02 http://www.kamardasht.blogfa.com

سلام
خیلی مطالبت زیباست
خوشحال میشم تبادل لینک کنیم
لطفا منو با نام لار کمردشت لینک کن و خبرم کن تا لینکت کنم
موفق باشی
یاحق

سلام
لینکدونی ندارم
موفق باشید

فاطمه یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 18:22 http://fatemeheidari1390.blogfa.com/

واقعا معجزه می کنند...
اتفاقا منم می خواستم یه پستی باهمین مضمون بذارم که شما پیش دستی کردی...
کلا همه ی پدر و مادرها معجزه اند...
.
.
.
داروسازی تهران قبول شدم...


همه پدرها و مادرها و بعضی افراد خاص دیگه
.
.
.
مبارکه

فاطمه یکشنبه 24 شهریور 1392 ساعت 21:45

بله بله.....
مرسیییییییییییی...من پزشکی می خواستم...چه کنیم که قسمتمون این بود....

داروسازی هم خیلی خوبه.حتما صلاح تو این بوده امیدوارم تو این رشته خیلییی موفق بشی

miss azi سه‌شنبه 26 شهریور 1392 ساعت 16:39 http://sarak94.blogfa.com

دست های معجزه گر:)

حدیث یکشنبه 31 شهریور 1392 ساعت 01:54

متنو بیخیال اون بعضی افراد خاص دیگه رو داشته باش
نه شوخی کردم
نگاهت قشنگ بود
یه بیست برای نگاهت

اتفاقا کل متنو نوشتم که اون افراد خاصو مطرح کنم
قابلی نداره نگاهمون

الــــــی ... یکشنبه 31 شهریور 1392 ساعت 19:55 http://goodlady.blogsky.com/

دستهای معجزه گری که ...

عجب!

میدانستی خوش به حالت سوگلی؟

الی وبلاگت کو؟!؟!؟!؟

نگاه سه‌شنبه 2 مهر 1392 ساعت 00:51

حالا دیگه من قابلی ندارم؟
سلاملیکم
خیلی قشنگههههههههههه
دوست داشتم عزیزم
تشکرات

شما رو چشمی
و علیک سلاملکممم
اینم تو رو دوست داشت
مرسیات

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد