ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
این فیسقیلیو امروز تو زیرزمین خونمون پیدا کردم.مامانشو گم کرده بود..رفته بود پشت کمد هی جیک جیک میکرد.تا خاستم بگیرمش سکوت کرد:|اوووخی انقد ترسیده بود. قلبش هی تند تند میزدبغلش کردم بردم حیاط گذاشتم یه گوشه.بعد پشت پنجره کمین کردم که گربه نیاد بخوردش
مامانش اومد پیداش کرد برد.
امروز برای دقایقی حس مفید بودن و تکیه گاه بودن بهم دست داد:|
+مثل گنجشکای بی لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا جای من نیست که برم
ای جانم جوجووووووووووو

ناجی
الهییییییییییییییییی مامانش پیداش کرد؟
بابااااااااااااااا تکیه گاه
سلاااااااااممممممممممممم
بالاخره میشه نظر داد :دی
آری پیداش کرد.فقط ندونستم چطوری برش داشت برد:| دیدم مامانش اومدااا ولی دیگه پیگیر نشدم ببینم چطوری میرن سر خونه زندگیشون
شایدم گربه دخلشونو آورده
و اینک....این چهرهههه
سلااااااااااام علیکم به روی ماهت
:دیback
اوخیییییش

دست مریزاد

اینو نیگااااااا
چقدم نازه بچه
کار خوبی کردی سوگلی
راستی
سلام
+جا برای من گنجشک زیاد است ولی
به درختان خیابان تو عادت دارم
دلم میخاس تو بغلم فیشووووووورش بدم جیگرش دربیاد بیرون،انقد که دوس داشتنی بود
سلام بر تو که عاشق،سلام بر تو که شیدا
اوخیییییییییییی

اینو نیگا
بابا نجات دهنده
ناجی
صد وبیست وپنج
من به داشتن همچین ریفیق ناجی ای ایفتیخار میکنم
خخخخخخخخخ بابا اصن شرمندم کردی ریفیخ
ســــــــــــــــــــــــــــلام





چه کار خوبی کردی ...
منم یه بار همین اتفاق افتاد برام ...
ولی من خودم برش نداشتم ... داداشمو صدا کردم ... اون اومد نجاتش داد
یه وقت فکر نکنی از بچه گنجیشک میترسما..نع
شاعر میگه :
منو گنجیشکای خونه دیدنت آرزومونه ...
ســـــــــــــــــــــــــلام پیتی گله ی خودم
یا چندشت میاد؟

هی دوووره
ای بابا پیتی از جوجو کوشمولو میترسی؟
چقد شعر داریم از گنجشک
مامان مهربون.....